عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
87
منازل السائرين ( فارسى )
خشيت است نمىباشد . خواجه مىفرمايد : و الاعتراضات على الاحكام ؛ حزنى كه به واسطهء اعتراض ( شتابزده ) بر احكام ( علوم ظاهرى ) بر سالك عارض مىشود . تلمسانى مىفرمايد : « اعتراضات از صاحبان مقام احوال بر احكام جاريه به هنگام شهود و غلبه واقع مىشود . پس به واسطه آنچه از عدم رعايت ادب از آنها صادر مىشود محزون مىگردند و در ابتداى امر به بعضى احكام علم ظاهرى متعرض مىشوند و چون از هجوم معرفت آرامش مىيابند ، درستى علم ظاهر را در جاى خودش درك مىكنند و به درستى معارف باطنى در جاى خودش واقف مىگردند ، پس سالك بر شتابزدگىاش در اعتراض ، دچار حزن مىشود و بر آنچه از فضيلت به واسطهء تسليم به علم ابتدايى از دستشان رفته محزون مىگردند و اين امور را صاحبان وجد حال در مىبابند » . به هنگام شهود و غلبه و هجوم معارف ، احكام باطنى بر سالك هويدا مىشود . در نگاه مقطعى اين ادراك با احكام ظاهرى در تناقض هستند . اين نكته باعث مىشود سالك در اين حال نسبت به آنچه قبل از آن بر او گذشته دچار اعتراض و سوء ادب شود و وقتى به حقيقت مطلب ، يعنى درك اين نكته كه هر علمى در جايگاه خود بهترين است و تناقض ى بين مراتب بالا و پايين علوم نيست ، پىمىبرد و نسبت به قضاوت شتابزده خود دچار حزن مىگردد و نيز هنگامى كه سالك به علوم باطنى دست مىيابد و به واسطهء آن ديدگاهش به هستى و علمكردش در جهان تغيير مىيابد ، از ضعف علمكردهاى پيشين خود دچار حزن مىشود . سفارش ؛ تلمسانى مىفرمايد : « ايجاب مىكند كه سالك از روى تقليد تسليم علم باشد ، تا اين كه يقين به او هجوم نمايد ، يقينى كه به واسطهء آن شك از جانب خدا بر طرف مىگردد . پس به درستى كه وارد الهى بر باطل غلبه يافته و آن را از بين مىبرد ، پس در اين هنگام باطل رفتنى است » .